Afghanistan

آیا استراتیژی ترمپ به صلح کمک کرده است؟

حمید ارجمند

رییس جمهور اشرف غنی در مصاحبه‌ی اخیر خود با وایس‌نیوز با لحن مطلقاً خوشبینانه از نتایج استراتیژی ترمپ برای جنوب آسیا ابراز اطمینان کرد. او با لحن مبالغه‌آمیزی تأکید کرد که مردم افغانستان سال‌ها منتظر این استراتیژی بودند. احتمالاً اشاره‌ی او به فشاری است که امریکا در چارچوب این استراتیژی بر پاکستان اعمال کرده است. در چند دهه‌ی گذشته، به ویژه پس از یازده سپتامبر، امریکا همیشه پاکستان را به عنوان متحد مهم خود توصیف کرده است، و برعکس حکومت افغانستان اصرار داشته است که پاکستان هم‌دست گروه‌های تروریستی علیه منافع کابل و واشنگتن می‌جنگند.

آقای غنی با وجود رویدادهای خونین چند ماه اخیر، از جمله سقوط شهر غزنی باور دارد که استراتیژی ترمپ نتیجه داده و افغانستان بیشتر از هر زمانی به صلح نزدیک شده است. او به آتش‌بس عید فطر اشاره کرد. به گفته‌ی غنی: «این آتش‌بس نشان داد که کشور برای مصالحه آمده است. زمان آن فرا رسیده است که شکوه و ناراضایتی‌های گذشته را به یکسو گذاشته و به سوی آینده گام بر داریم. تصور من این است که این [فرصت صلح] واقعی است و اگر [طالبان] روی پیروزی نظامی تأکید می کنند، دیگر برای افغان‌ها قابل قبول نیست.»

این اظهارات اشرف غنی نشان می‌دهد که او با یک تفسیر نشانه‌شناسانه روی اهمیت آتش‌بس اخیر تأکید دارد. ورود جنگجویان طالب به شهرها، معاشرت و عکس‌گرفتن‌شان با سربازان افغان، لذت‌بردن از مزایای شهری از جمله آیس‌کریم بهارستان که آقای غنی را به شوق آورد و شعار معروف «زنده‌باد آیسکریم» را سر داد، برای غنی نشانه‌های تمایل طالبان به صلح است. هرچند طالبان پس از پایان آتش‌بس از یکسو حملات خود را تشدید بخشیده و از سوی دیگر پیشنهاد آتش‌بس مجدد حکومت در عید قربان را رد کردند، ولی با این حال، اشرف غنی باور دارد که تمام این رفتارها ناشی از تأثیرات استراتیژی ترمپ است؛ موضوعی که به سختی می‌شود آن را پذیرفت.

طالبان پس از پذیرش آتش‌بس، حملات عمده‌ای را علیه شهرها و روستاهای افغانستان راه انداخته و تعداد تلفات غیرنظامی و نظامی افغان افزایش داشته است. این دو موضوع نشان می‌دهد که طالبان همچنان برای ادامه‌ی جنگ آماده‌اند و به تبع هنوز هم فشار کمرشکن نظامی نیروهای افغان و خارجی را احساس نکرده‌اند. استراتیژی ترمپ باید طالبان را متقاعد می‌کرد که پیروزی نظامی در جنگ فعلی ممکن نیست، ولی این گروه در مقابل روز تا روز نفوذ خود را در روستاهای افغانستان گسترش بخشیده و این به آن‌ها اعتماد به نفس و اعتقاد به پیروزی نهایی را بخشیده است.

از یاد نبریم که فعلاً قوای نظامی افغان بیشتر متوجه محافظت از مراکز شهری و ولسوالی است که این خود به طالبان مجال گسترش حضور و نفوذ در مناطق غیرشهری را داده است. یکی از نتایج این وضعیت، طولانی‌شدن جنگ داخلی است؛ چون نیروهای نظامی افغان قصد اجرای استراتیژی عملیات تهاجمی را نداشته و طالبان هم با توجه به دستاوردهای خود قادر به حملات سازمان‌یافته به شهرها و افزایش تلفات نیروهای نظامی و غیرنظامی اند. در این حالت، وقتی نیروهای طالبان وضعیت تهاجمی دارند، کنترول گسترده بر مناطق روستایی پیدا کرده می‌توانند، چه نیازی به مذاکره با حکومت افغانستان دارند؟ جنگ داخلی در افغانستان می‌تواند برای سال‌های دیگر ادامه یابد، چنانچه ما این موضوع را در کلمبیا شاهد بودیم. تا زمانی که شورشیان اعتقاد به پیروزی خود داشته باشند و حکومت موازنه‌ی جنگ را به نفع خود تغییر ندهد، امکان صلح به شدت ضعیف است.

استراتیژی متمایز

تردیدی نیست که استراتیژی ترمپ برای افغانستان به خاطر اعمال فشار بر پاکستان و نبود جدول زمانی‌ای برای خروج نهایی نیروهای امریکایی از افغانستان در آغاز اهمیت زیادی داشت، ولی یک سال پس از تطبیق این استراتیژی، این دو جنبه‌ی قوی آن تغییری در اوضاع به وجود نیاورده است. هیچ تغییر عمده‌ای در رفتار پاکستان در قبال طالبان و حکومت افغانستان مشاهده نمی‌شود. واکنش این کشور در برابر قطع کمک‌های امریکا توأم با خون‌سردی بوده است. امریکا می‌توانست پاکستان را تهدید کند که در صورت نیامدن تغییر در رفتارش، بسته‌ی کمک‌های مالی صندوق بین‌المللی پول را دریافت نمی‌تواند، ولی واشنگتن تنها به قطع بخشی از کمک‌های خود بسنده کرده است که نمی‌تواند فشار لازم را بر اسلام‌آباد وارد کند. از این رو، سوال این‌جاست که امریکا تا کجا حاضر است پاکستان را زیر فشار قرار دهد؟ آیا این کشور را از دسترسی به نظام تسلیحاتی ناتو محروم خواهد ساخت و موازنه‌ی نظامی را به نفع هندوستان در شبه قاره تغییر خواهد داد؟ آیا امریکا مانع اعطای وام بین‌المللی به پاکستان که شدیداً در یک بحران مالی قرار دارد و به مساعدت صندوق بین‌المللی پول نیازمند است، خواهد شد؟

امریکا تا حال نشان داده است که فشار را تا آن‌جا زیاد نمی‌کند که اسلام‌آباد دچار بحران‌های اساسی شود. ثبات پاکستان به عنوان یک کشور هسته‌ای درگیر رقابت خصومت‌آمیز با هندوستان همیشه برای واشنگتن مهم بوده است. ایالات متحده حتا در زمان جنگ سرد نیز که پاکستان متحد وی و هندوستان متحد اتحاد شوروی بود، نمی‌خواست توازن میان دو کشور قدرتمند منطقه برهم بخورد. این سیاست تا هنوز هم ادامه دارد. از جانب دیگر، پاکستان به رغم فشارهای امریکا حاضر نیست که از حمایت گروه‌های تروریستی دست بکشد. چون در سیاست‌های راهبردی اسلام‌آباد کنترول افغانستان توسط گروه‌های دست‌نشانده‌ی اسلام‌گرا، برهم‌زدن صلح در کشمیر و راه‌‌اندازی عملیات تروریستی در خاک هندوستان به منظور قدرت‌نمایی از جمله‌ی سیاست‌های اساسی آن است و بخشی از منافع حیاتی امنیتی و داخلی‌اش به حساب می‌آید.

ارگ باید به یاد داشته باشد که پذیرش آتش‌بس سه‌روزه از جانب طالبان نمی‌تواند نشان‌گر تغییر رویکرد و دیدگاه این گروه به حساب آید؛ چون طالبان و حکومت افغانستان دو دیدگاه و برداشت مختلف از پذیرش آتش‌بس داشتند. حکومت افغانستان نشان داد که امکان تفاهم میان حکومت و طالبان وجود دارد و این گروه خواست حکومت را می‌پذیرد، ولی از جانب دیگر، طالبان وانمود کردند که گروهی اهل مذاکره و نرمش است، اما مخاطب اصلی آن ایالات متحده بود. در چند ماه گذشته طالبان به طور مرتب اصرار می‌کنند که طرف گفت‌وگوی‌شان ایالات متحده است. آن‌ها با این کار از یکسو به لحاظ سیاسی و حقوقی مشروعیت دولت افغانستان را نمی‌پذیرند و برای خود مشروعیت حقوقی و سیاسی هم‌شأن یک دولت قانونی که درگیر جنگ با اشغال‌گران است، قایل می‌شوند و از جانب دیگر به دنبال گرفتن یک سلسله امتیازات عمده از امریکا و تحمیل آن بر حکومت افغانستان اند.

برداشت من این است که طالبان و حامیان پاکستانی‌شان مذاکرات صلح را به عنوان فرصتی برای متقاعدکردن امریکا برای خروج از افغانستان استفاده می‌کنند. برخلاف تصور مرسوم، به خصوص در میان حکومتیان، مذاکرات صلح با امریکایی‌ها در گام نخست، الزاماً نمی‌تواند به گفت‌وگوها با حکومت افغانستان منجر شود و طالبان می‌خواهند که خواست‌های خود را بر حکومت تحمیل کنند. دوم. هدف مذاکرات در بلندمدت می‌تواند محروم‌ساختن دولت افغانستان از پشتیبانی‌های نظامی امریکا و سقوط آن در اثر اختلافات داخلی باشد. شاید آن‌ها به امریکایی‌ها اطمینان دهند که در صورت خروج به یک حکومت موقت تن دهند، ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که آن‌ها خلع سلاح شده، مناطق تحت کنترول خود را به حکومت افغانستان واگذار کنند و در بلندمدت توطیه‌ی آغاز مجدد جنگ و سقوط دولت افغانستان و برپایی امارت اسلامی را نداشته باشند.

در حال حاضر، امریکایی‌ها به دنبال بهانه‌ای برای خروج اند، چون جنگ افغانستان پس از ۱۷ سال اولویت خود را از دست داده و جای آن را جنگ تجارتی با چین و اروپا، مهار روسیه و چین در عرصه‌ی تکنولوژیکی و اقتصادی گرفته است.

حکومت افغانستان باید در هر معامله‌ای مطمین شود که بخشی از نیروهای امریکایی، به ویژه هوایی، را در پایگاه بگرام نگه می‌دارد تا از آن برای دفع هر نوع توطیه‌چینی طالبان و حامیان پاکستانی‌شان استفاده کند.

Football news:

Barca midfielder Fati is removed in the Derby with Espanyol. He spent 5 minutes on the field
Suarez scored 195 goals for Barcelona and finished third in the club's top scorer list
Daniele de Rossi: People call Messi cowardly, but they are afraid to ask their wives for a remote control from the TV
Daniele de Rossi: Ronaldo is comparable to Messi in goals and trophies, but Leo's game is more fun
Pep about 5:0 with Newcastle: Manchester City tries to score more goals out of respect for the tournament and the opponent
Who will enter the Champions League directly?
🚲Pique came to camp Nou on a Bicycle for the Espanyol Derby