logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo logo
star Bookmark: Tag Tag Tag Tag Tag
Afghanistan

منافع مشترک ما با امریکا؟!

با دوستی صحبت می کردم که معتقد بود ما باید از امریکا حمایت کنیم. استدلالش هم کمابیش این بود که منافع ما با امریکا مشترک است. ما را چه کار به اینکه امریکا در کشورهای دیگر، منطقه و جهان چه می کند. امریکا در افغانستان می خواهد طالبان را شکست بدهد و آرامش و ثبات بیاورد تا خطری از آن متوجه امنیت خودش نشود و ما هم همین را می خواهیم. پس عقل حکم می کند که از امریکا و حضورش در کشور حمایت کنیم.

به نظر من این استدلال، محکم و جدی است. اما اگر دقت کنید در این استدلال دو پیش فرض وجود دارد. پیش فرض اول این است که امریکا به دلایل امنیتی در افغانستان است و هدف مهم دیگری ندارد. یعنی هدف اصلی اش آرام کردن افغانستان و ثبات بخشیدن به آن است. پیش فرض دوم این است که ما با امریکا منافع مشترک داریم و این پیش فرض، اساسا بر پیش فرض اول استوار است. یعنی آرامش و ثبات افغانستان به نفع هر دوی ما است. شخصا در درستی پیش فرض اول شک دارم و طبعا پیش فرض دوم را هم نادرست می دانم. بگذارید کمی بیشتر توضیح بدهم:

1. هیچ کسی نمی تواند ادعا کند و ادعایش را با قاطعیت و مستند ثابت کند که هدف اصلی امریکایی ها در افغانستان چیست. در این مورد سخن ها گفته شده است و بسیاری ها ( غربی و شرقی ) نوشته اند. اگر به بخشی از این سخنان و نوشته ها دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که کم نیستند تعداد امریکایی هایی که نمی دانند هدف نهایی از جنگ و حضور در افغانستان چیست. تعداد غیر امریکایی هایی که معتقدند امریکا در کشور ما کاملا سر در گم است یا اصلا اهداف دیگری دارد هم کم نیستند.

حتی اگر پیش فرض اول این استدلال درست باشد، بازهم تجربه ای بیست سال گذشته نشان می دهد که امریکا در رسیدن به این هدف که قرار است به نفع ما هم باشد، ناکام مانده است. امروز آرامش و ثبات افغانستان یک آرزویی بیش نیست و کار به جایی رسیده است که امریکا در مذاکراتش با طالبان عملا با این گروه به عنوان یک دولت رفتار می کند. فقط دولت ها می توانند تعهد کنند که از قلمرو شان بر علیه منافع دیگران استفاده نمی شود، اما امریکایی ها، خواستار این تعهد از سوی طالبان هستند. این، نشان می دهد که امریکا نسبت به توانایی و ماندگاری دولت کابل مطمین نیست، و به قدرت رسیدن دوباره ای طالبان - به شکلی از اشکال - را اجتناب ناپذیر می داند. مهم تر از همه، امریکا می تواند در همکاری با طالبان در افغانستان آرامش و ثابت ایجاد کند. مثلا، آنها می توانند نظامی را از نو پایه ریزی کنند که در عمل اما زیر نام دیگری همان امارت اسلامی افغانستان باشد و یا نظمی را بوجود آورند که در آن طالبان دست بالاتر را داشته باشند. مثلا، آنها قوانین شریعت مورد نظر شان را پیاده کنند و پاکستان هم نقش و نفوذ تعیین کننده در چنین افغانستانی داشته باشد. اگر امریکایی ها می توانند با عربستان متحد باشند، چرا نتوانند با امارت اسلامی افغانستان یا چیزی با آن ماهیت، دوست باشند. خلاصه، هدف ایجاد ثبات و آرامش به خودی خود، منافع مشترک ایجاد نمی کند.

2. افغانستان با موقعیتی که دارد، متاسفانه، لااقل فعلا منافع مشترک بسیار کمی با امریکا دارد. پاکستان به عنوان مهم ترین تهدید برای یک افغانستان مستقل و مقتدر ( به دلایل بسیار از جمله ترس از دیورند و ناسیونالیزم پشتون ) برای امریکا بسیار مهم تر از افغانستان است. امریکا به هیچ عنوان حاضر نیست پاکستان را با بنادرش در جنوب آسیا به نفع چین و کاملا از دست بدهد. بی خود نیست اگر ارتش پاکستان، دارای جنگنده های اف 16 امریکایی است. این واقعیت در تضاد مستقیم با منافع افغانستان است. از طرف دیگر، مهم ترین دغدغه ای امریکا از دوران اوباما به این سو ( چرخش به سمت اسیا ) چگونگی روبرو شدن با چین قدرتمند است. تضعیف چین به نفع امریکا است و همین حالا دارند همین کار را می کنند. جنگ اقتصادی امریکا با چین، تلاش امریکا برای کارشکنی در پروژه های اقتصادی چین، نظیر پروژه ای جاده ای ابریشم و سیاست های دیگر این کشور در قبال چین، مستقیما به ضرر افغانستان است. مثلا، به تبلیغات گسترده ای امریکا در مورد مسلمانان ایغور ( لااقل بخشی از مردم را نسبت به چین حساس و بدبین می کند ) دقت کنید. فکر می کنید جهانگیر شدن ویدیوی آن دخترک افغانی یک امر تصادفی بود؟ پومپیو قبل از جنجال های اخیر با ایران، راهی آسیای میانه بود تا آنها را نسبت به نفوذ بیشتر و منفی چین ( از دید امریکای ها ) هشدار دهد.

ایران (موافق یا مخالفش هستیم) یکی از مهم ترین همسایگان افغانستان است. این کشور به دلایل بسیار هم قدرت تخریب فراوان در افغانستان دارد، و هم امکان و توانایی بازی کردن یک نقش مثبت. مثلا، دسترسی افغانستان به دریا، یکی از مهم ترین اهرم های پاکستان بر علیه افغانستان است و ایران تنها کشوری است که می تواند افغانستان را در این مورد کمک کند. سلطه ای کامل طالبان بر افغانستان به نفع ایران نیست گرچند به صورت موقت و ابزاری از آنها برای فشار بر امریکایی ها استفاده می کند. افغانستان می تواند از این واقعیت به نفعش استفاده کند و با گسترش روابط دوستانه تر و سازنده تر با ایران با نفوذ و امکان عمل پاکستان در کشور مقابله کند. اما امریکا بدون هیچ توجهی به منافع افغانستان، ایران را تضعیف می کند که می تواند به فروپاشی این کشور و حتی جنگ داخلی در آن بیانجامد، و این برای پاکستان یک نعمت است، چون دستش را در افغانستان بازتر می کند، و کارش را ساده تر.

در آخر، امریکا با دخالت مستقیم و غیر مستقیم در آسیای میانه، روسیه را نسبت به آنچه در افغانستان و کابل می گذرد بدبین تر و حساس تر می کند. بی ثباتی آسیای میانه و یا نفوذ بیشتر در آن برای فشار بر چین و روسیه به نفع امریکا است، اما به ضرر افغانستان است. روس ها حتی خطر معامله با طالبان و بدتر از طالبان را در افغانستان نسبت به خطر گسترش نفوذ امریکا در اسیای مرکزی و یا بی ثباتی آن، ترجیح می دهند. تلاش مسکو برای تحریک کرزی علیه امریکایی ها، روابطش با طالبان و... بیانگر این واقعیت است.

به نظر من، این دلایل و دلایل بسیار دیگر بیانگر آن است که منافع مشترک ما با امریکا آن قدر جدی نیست که تبلیغ می کنند. حضور نظامی امریکا در افغانستان در درازمدت به ضرر ما است، گرچند فعلا و به صورت موقت، انتخابی جز تن دادن به آن نداریم. این تازه در صورتی است که امریکا جز تامین آرامش و ثابت، اهداف دیگری نداشته باشد. امریکا به یک فیل مست می ماند و افغانستان به یک خرگوشی که بین هوشیاری و بیهوشی در رفت و آمد است. این فیل حتی اگر قصدش کمک هم باشد، می تواند به صورت نادیده و نخواسته، پایش را بر خانه ی این خرگوش بگذارد و دنیایش را به صورت غیر قابل بازگشت، در هم کوبیده و تاریک کند.

عبدالله وطندار

Themes
ICO