چنانکه قابل پیش بینی بود پاره ای تندگویی ها در نقد رییس جمهور واکنش رهبر معظم انقلاب را به دنبال داشت و ایشان در سخنانی توهین و بی احترامی در نقد رییس جمهور را به صراحت سرزنش کردند. اما گویا برخی‌ها از این توصیه اخلاقی و عقلانی فقط بوی سکوت و تایید سیاسی دولت را استشمام کرده اند.  

مرور اظهارات رهبر انقلاب نشان می دهد که ایشان اولا برخی نقدها را وارد دانسته اند، ثانیا بر بیان آن ها تاکید کرده اند و ثالثا  بخشی از منتقدان را نیز دلسوز و مورد اعتماد دانسته اند.  بنابراین از تذکر ایشان نباید نوعی دستور به سکوت در برابر دولت و تایید ناکارامدی ها را برداشت کرد.

واقعیت آن است که ایشان مخالف استیضاح  و برکناری رییس جمهور در ماههای پایانی عمر دولت هستند و این موضوع را نیز به صراحت بیان کرده اند. اما نه مخالفت با استیضاح به معنای تایید همه عملکرد دولت است و نه همه مخالفان دولت به دنبال برکناری رییس جمهورند. مروری بر اظهار نظرهای رهبرانقلاب در چند سال گذشته نشان می دهد که اظهارت منتقدانه ایشان خطاب به دولت و گاه حتی خود رییس جمهور کم نیست.    

متاسفانه آنچه در فضای سیاسی کشور جریان دارد حاکی از نوعی نگاه صفر و صدی است. معمولا حامیان یک سیاستمدار به هر قیمتی و با هر کارنامه ای که آن سیاستمدار از خود به جا گذاشته باشد وظیفه خود را حمایت از او می دانند. توجیه آنان این است که  سیاست مقام «عمل» است نه « نظر». در سیاست در مجموع باید یا این طرفی بود یا آن طرفی و بی طرفی در مقام عمل معنایی ندارد ؛ حتی ادعای بی طرفی در نهایت به سود یکی از طرفین سیاست تمام می شود. پس بیان نظرات منتقدانه حتی اگر کارشناسانه باشد، ‌چون در «عمل» به تضعیف آن سیاستمدار می انجامد بیانش به صلاح نیست و بیان آن را نباید از خودی ها انتظار داشت چرا که نقد به این سیاستمدار نقد به آن جریان سیاسی محسوب می شود.

در این نگاه به سیاست، سیاستمداران از پیش و بر اساس مطلوبات خود تقسیم بندی می شوند و این مرزبندی با کارنامه ضعیف نمایندگانشان تغییر نمی کند. مثلا هیچگاه کسی از طیف جمهوریخواهان در امریکا به دلیل عملکرد ضعیف ترامپ دموکرات نمی شود یا در فضای سیاسی خودمان کسی از اصلاح طلبان با عملکرد ضعیف روحانی به اردوگاه اصول گرایان نمی رود. 

چنین نگاهی شاید واجد نوعی عقلانیت سیاسی باشد اما یقینا با حقیقت و اخلاق نسبتی ندارد و به تبع آن نمی تواند با تعالیم دینی سازگار باشد. تعالیم دینی که متکی بر اخلاق و عقلانیتی فراگیرتر و برتر از سیاست است حکم می کند حتی اگر نماینده جریان یا حزب ما در سیاست چنانکه باید ظاهر نشد ما خود نخستین کسانی باشیم که زبان به انتقاد از او می گشاییم و با فهرست کردن این ناکارآمدی‌ها برای رقابت های سیاسی بعدی به نماینده‌ای دیگری و روش و منشی دیگر فکر کنیم نه آنکه با هدف جلوگیری از «تضعیف» سیاسی خود به هر قیمتی از او و خود دفاع کنیم. چنین رفتاری هرگز به معنای دست شستن از مرامنامه و ارزشها و مطلوباتی که عده ای از سیاستمداران را در یک حزب یا جریان سیاسی گرد هم آورده نیست؛ به معنای کوچیدن این منتقدان به اردوگاه رقیب هم نیست. 

چنین رفتاری حتی با همان عقلانیت محدود سیاسی نیز قابل دفاع است چرا که چنین رویه ای خواه صادقانه بوده باشد و خواه برای جلب توجه افکارعمومی صورت گرفته باشد، در مجموع تصویر مثبتی در افکار عمومی و رای دهندگان از یک حزب و جریان سیاسی ترسیم می کند. 

متاسفانه در سپهر سیاسی کشور چنین رفتار مسوولانه و مبتنی بر بلوغ مشاهده نمی شود و عمده تلاش جریان های سیاسی به شکلی صفر وصدی به دفاع از خود به هر قیمت و حمله به رقیب به هر شکل صرف می شود که نتیجه آن  نیز چیزی جز تبدیل و تنزل رقابت های سیاسی به یک دعوای حیدری و نعمتی نیست.